تبليغاتX
محمد حسین ساعی
درباره مسایل مهم

پس از مدتها با ضرب و زور آقای بدری از دوستان رسانه ای ما بالاخره یه نوشته ای از ما در زمینه فرهنگ تولید شد.

اون رو در وبلاگ میذارم تا از نظرات شما هم استفاده کنم.

یا علی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:59  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

مطلب کامران بارنجی در شماره آخر همشهری جوان خیلی به دلم نشست.

شما هم آن را با دقت بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:10  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

نه!!

آن دو لنگه کفش کافی نبود.

انتقام چکمه­ها و لگدها را ...

                                    سیدجواد میری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:1  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

گفتی برای «برای بوسه آخر ...»؛ خبرنگار!

گفتـی «به یاد خـون برادر ...»؛ خبـرنگار!

یک جفت کـفش تازه برای خـودت بگـیر

سرباز پابـرهـنـه حـیـدر، خـبـرنـگـار!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 2:2  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

فردوس ماکتی ست ز ایوان کوی تو ...

یوسف اسیر جلوه و مبهوت روی تو ...

 

شیعه خبرنگار غدیر است در جهان ...

کفش تمام شیعه نثار عدوی تو ...

عید غدیر مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 22:10  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

یک مطلب جالب درباره دزدی...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 22:29  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

مطلب امروز را برای نشریه ارزشمند هابیل نگاشته­ام؛ مقاله­ایست در حد وسع برای نظریه­پردازی در حوزه جنبش دانشجویی.

از نظرات شما استفاده خواهم کرد...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 12:16  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

ادامه ماجرا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 22:39  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

اینها تحلیلهای من از سفر به عراق...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 22:36  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

اینها دست نوشته های من رهاورد سفر به عتبات است...

اولین دست نوشته در ایوان طلا

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 3:33  توسط محمد حسین ساعی  |