X
تبلیغات
محمد حسین ساعی
و انسان هزاران سال است که زجر میکشد؛ چرا که نپذیرفته است دل به بندگی خدا بدهد


پدربزرگ چشم درچشم نوه عزیزش دوخت و همراه بغضی فروخورده، با انگشتان دست راستش موهای کودک را شانه کرد؛ 


کودک، سر بر زانوی پدربزرگ داشت؛ دلش میخواست، پدربزرگ برایش با آن لحن دلنواز و آرامش بخشش، داستان بگوید؛


پدربزرگ، چونان همیشه، احساس کودک را با همه روح خود درک میکرد:

        - اکنون میپسندی چه داستانی را بشنوی؟

        - داستان پدرانم، ابراهیم و اسماعیل همیشه برایم دوست داشتنی بوده


بغض رسول خدا (ص) به آرامی برگونه هایش چکید؛ 


حسین (ع) که برای شنیدن داستان، چشمانش را بسته بود، اشک را ندید.

         - بسم الله ...

شنیدن آوای پدر بزرگ، لبخند را بر لبان کودک نشاند.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 5:47  توسط محمد حسین ساعی  | 


چند روز قبل پدرم خبر داد که قرار است در برنامه ای از خانواده شهید احمدی روشن به مناسبت تولد حضرت زهرا تقدیر کنند و از من پرسید می توانی متن تقدیر از این خانواده را بنویسی؟

من هم که سر از پا نمیشناختم این درخواست را هدیه ای از جانب پروردگار  دانستم  و متنی را که در ادامه خواهد آمد نگاشتم

متن را پدر گرامی در برنامه خواندند و آنگونه که خودشان تعریف کرده اند هم خودشان در حین قرائت  متن بغض کردند و گریستند و هم جمعیت. که این هم لطف خدا بود به این بنده ضعیف ...

و آن متن این بود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:53  توسط محمد حسین ساعی  | 

در ایام عید نوروز 1391 روز سوم فروردین فرصتی دست داد تا در محضر آیت الله شفیعی از علمای بنام خوزستانی رسم ادب به جای بیاوریم.

در این جلسه که در ادامه به صورت تقریبا خصوصی با حضرت ایشان، حضور بنده و یکی از رفقای فاضل (جناب حجه الاسلام سید مهدی موسوی زاده) برگزار گردید، بحثهای ناب و مفید و همچنین جدیدی در باب نسبت فقه و عرف جامعه و نیز حکمت صدور و نحوه استفاده از هزاران روایت در باب آخرالزمان مطرح شد که در صورت وجود فرصت مناسب گزارشی از آن را ارائه خواهم کرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 14:7  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

ارادت بنده به استاد رهدار امسال به دهمین سالگرد خود میرسد.

در طول نمایشگاه مطبوعات به صورت اتفاقی استاد رهدار را دیدم با هم به غرفه رجانیوز رفتیم و درباب علم دینی و مطلوب با هم گفتگو کردیم.

خلاصه این گفتگو در رجانیوز هم منتشر شد که نکات قابل استفاده ای برای علاقمندان این حوزه دارد.

 

مصاحبه با استاد رهدار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 22:47  توسط محمد حسین ساعی  | 


باز استاد انتقاد ناپذیر، سیاسی و خود بزرگ بین موسیقی ایران از یکی از همقطارانشان رنجیده خاطر گشتند!!!!
پس از مصاحبه علیرضا افتخاری با پایگاه خبری حوزه هنری،  که ظاهرا به تریج قبای استاد بداخلاق و تندخوی موسیقی ایران برخورد و ایشان بلافاصله در پیامی که از شبکه اروپایی یورونیوز فرستادند دندانهای این بنده خدا را در دهانش خرد کردند!!!


اما علیرضا افتخاری این مجرم بالفطره (که از دید سبزها که حتی تعرض به دختر ایشان هم از دید آنها خلاف حقوق اولیه انسانی نبوده) چه گفته بود؟؟


«در زمانی که ما در محضر استادانی چون جلال تاج اصفهانی ، حسین خواجه‌امیری ، اکبر گلپایگانی ، ناصر مسعودی بودیم ،آنچه برای این هنرمندان نامی موسیقی ایران مهم بود، اخلاق بود. اما متاسفانه در این دوران یک سری بازی ها در عرصه موسیقی به راه افتاده که شان موسیقی ایران را به نازل ترین شکل ممکن خود در آورده است. بنابراین با وجود تلاش هایی که انجام می گیرد،به طور حتم نمی توان شاهد اتفاقات ثمربخشی در عرصه موسیقی باشیم.

... به نظر من دیگر نمی‌توان امیدی به داشتن موسیقی شاخص و هنرمند شاخص بود چرا که شاخص، هنرمندانی چون تاج اصفهانی ، سید حسین طاهر زاده و ادیب بودند که در زمانه خود با آرامش و همدلی به اعتلای موسیقی ایرانی فکر می‌کردند و فارغ از حرف‌ها و حاشیه‌هایی که در دوران ما کم نیست، چنان با صداقت به فعالیت در عرصه موسیقی می‌پرداختند که ما شاهد یک جریان موثر بودیم
... ما برای دل مردم می خوانیم ، ما آمده ایم تا در دل مردم حضور داشته باشیم و در این فضای وانفسا با شعر و موسیقی ایرانی در حد و توانایی خود در خدمت مردم باشیم .من امیدوارم این نوع اخلاقی که در جریان موسیقی کشورمان حاکم است از منیت ها و غرورها دور شده و ما خود را تافته جدا بافته از یکدیگر و بهتر از هم ندانیم.
... ما باید صداقت داشته باشیم و با مردم باشیم و همواره به این سوال فکر کنیم که آیا قدمای ما با کلک و فریب می خواندند ؟ آیا آن هایی که با شکوه می خواندند، این چنین برای ویران کردن موسیقی ایرانی تلاش می کردند ؟
... هرگاه بازی‌ها ، کلاس گذاشتن های بی‌مورد ، منیت‌ها ، غلوها و خود ناشناسی هااز بدنه موسیقی کشور برداشته شد، آن گاه می توان به فکر برگزاری همایش های و جلساتی افتاد که می‌تواند هم تاثیر خوبی در موسیقی کشور داشته باشد و هم انتظارشنیدن موسیقی خوب را در ما پدیدار کند.
... متاسفانه من خوانندگانی را می شناسم که با اسکورت های بیست نفره در حال رفت و آمد هستند. آیا این درست است؟ آیا مافیایی بودن تعدادی از خوانندگان موسیقی می تواند کمکی به موسیقی ایرانی باشد؟
... بسیاری از دوستان می‌پندارند من از شاگردان آقای شجریان هستم. در حالی که این طور نیست، چرا که من از شاگردان زنده یاد استاد تاج اصفهانی هستم که در جوانی به محضر ایشان برای یادگیری آواز رفتم. در مورد آقای شجریان هم باید بگویم که ایشان در زمانی از صدای من خوششان آمد و من مدتی با رفت‌و‌آمد در منزلشان با این هنرمند در ارتباط بودم»


همین کلمات آخر بود که خون استاد را به جوش آورد. در حالیکه این مصاحبه در تاریخ 5 مهر 1390 انجام شده است، استاد متکبر ما در عرض دو روز جواب افتخاری دادند و شد آنچه میدانید.


در این روزها من هر وقت هرجا مینشینم وقتی صحبت از استاد شجریان میشود میگویم اگر میخواهید استاد شجریان و سطح غرور وی را بشناسید مصاحبه اخیر وی را با مجله تجربه بخوانید آنجا که بعد از اینکه تاکید دارند که اصولا از مادر زاییده نشده کسی که آدم انتقاد از این استاد مسلم خودبرتربینی باشد، خبرنگار بیچاره با کمال فروتنی میپرسد:


« در این مدت انتقادی شنیده‌اید که به نظرتان درست و اصولی آمده باشد، یا از نظر شما همه‌ی انتقادها مغرضانه بود؟

نه، همه‌اش مغرضانه بوده و مطلقاً حرف درستی در هیچ کدام‌شان ندیده‌ام!


حتی از طرف سازسازها و کارشناسان این فن؟

نه، من هیچ کس را ندیده‌ام که انتقاد درستی کرده باشد و همه مغرضانه بوده. کاملاً مشخص است که از یک دیدگاه بسته، ناآگاه و سرشار از غرض‌ورزی نشئت گرفته‌اند. این هم طبیعی است و من به آن عادت دارم و می‌دانم که ما باید کار خودمان را بکنیم.»


بله این است سطح تحمل پذیری استاد از انتقادات دیگران.


و این است که همچین آدمی طرفدار آزادی و حق انتقاد و دموکراسی میشود و علیرضا افتخاری لابد مجسمه ضدیت با مردم و یک دیکتاتور تمامیت خواه

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 19:44  توسط محمد حسین ساعی  | 


این مقاله را به مناسبت هفته دفاع مقدس جهت انتشار در نشریه «نه دی» شماره 22 مورخ 3 مهر 1390 نگاشتم.


از بحثهای شما درباره موارد مطرح شده در مقاله استفاده میکنم.

منتظر هستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 20:59  توسط محمد حسین ساعی  | 


فكر ميكنم اين مطلب را مدتي پيش در يكي از شبكه هاي اجتماعي منتشر
كرده بودم
برايم جالب بود كه روزنامه كيهان هم امروز اين مطلب رو به نقل از من
منتشر كرد.

البته من دو سال پيش اصل داستان رو كه يك داستان عجيب و
محيرالعقولي است كه ميتواند معناي خيلي مسائل رو در تاريخ معاصر
ايران تغيير دهد براي سيدمهدي شريفي كه مدتي در واحد مركزي خبر
درباره مستندهاي تاريخي كار ميكرد پيشنهاد دادم و گفتم از اين ماجرا
يك مستند خوب در مياد.
ولي تا الان كاري نشده
هركسي تونست روي اين قضيه كار كنه كپي رايتش مال خودش!!!

مدتهاست از استاد بارزي خبر ندارم ولي اين ماجرا را هر دو ترم يكبار
كه درس تاريخ فيزيك ارائه ميكرد به راحتي و وضوح سر كلاس ميگفت.
بايد زواياي پنهان تاريخ معاصر را براي ثبت نقل كرد.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 18:56  توسط محمد حسین ساعی  | 

اين مطلب را براي نشريه نه دي نوشتم كه در تاريخ 10 ارديبهشت، شماره 14 در سالگرد پيام هشت ماده اي آقا درخصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي به چاپ رسيد.

دو روز بعد در تاريخ 12 ارديبهشت و نه در سالگرد اين پيام (10 ارديبهشت 1380) صدا وسيما در بخش خبري 21 خود در يك گزارش خبري زاقارت (به همين شدت!!) عملكرد ده ساله سه قوه را در خصوص رسيدگي به مفاسد اقتصادي بررسي كرد!!!

و البته كسي از خود صدا و سيما بازخواستي نكرد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:24  توسط محمد حسین ساعی  |