|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 22:33 توسط محمد حسین ساعی
|
|
||
|
|
|
|
|
سرما خوردگی شعری!!
سرمای شدید امسال (1386)، یاد ما را به خاطرات 44 سال پیش میاندازد؛ سال 1342 که سرمای بسیار شدید آن سال، قوه شعری برخی افراد را به جفنگ وا داشت!! و حاصل آن چیزهایی شبیه شعر زیر است که «سنگتراش اصفهانی» در حال و هوای سرمای آن سال سروده است: تُرب و زردک و پیاز و هویج همچو سُم حمار یخ کرده لیمو و پرتقال و نارنگی بی حد و بیشمار یخ کرده خانمی با قِر و مُد تازه سر میز ناهار یخ کرده!!! از صفاهان به قصد کرمانشاه هر که شد رهسپار، یخ کرده اکبرآقا سر پل طوقچی دو لبش با سیگار یخ کرده خبر از خاک شوروی آمد که قمر در مدار یخ کرده!!! سال شمسی، مورخ چِل و دو سیصدش با هزار، یخ کرده!!! سنگتراش اصفهانی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 22:12 توسط محمد حسین ساعی
|
|
||