تبليغاتX
محمد حسین ساعی
درباره مسایل مهم
 

کونوا مثل شمران

موتوا مثل شمران

 

چمران از آن دسته نسل علويان معاصر ماست كه بر گونه تاريخ معاصر ما بوسه­اي زد و چونان مقتدايش عباس «آب را در حسرت لبها گذاشت»؛ چمران از اين نسل بود و در عصر تباه و سياه ما، ولي، نه مثل ما زيست و آرام آرام از پيش ما رميد و در بهشت لقاي الهي آرميد. به راستي حيف است به آرزوهاي كودكي خود خيانت كنيم و نظري هم به او نياندازيم و بميريم؛ حيف است!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 9:57  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

آري اين چنين شد برادر ...

شريعتي براي بسياري از ما، بيش از آنکه پاسخ باشد، هنوز پرسش است

شريعتي در ذهن من بزرگ و اسطوره متولد شد و هنوز هم این بزرگی مرا رها نكرده است؛ حدود 20 سال است با شريعتي زيسته­ام و امروز بخشي جدايي ناپذير از زندگي من شده است...

آری شریعتی در ذهن من بسیار تغییر کرده است، اما همه اينها هنوز دليل نميشود شريعتي برای من از خيلي از مدعیان بزرگتر نباشد...

من هنوز به شريعتي مي­انديشم و دنيا را از زاويه «آري اين چنين بود برادر...» او مي­بينم و تحليل مي­كنم اگرچه آنها كه با شريعتي چايي و ناهار خورده­اند ديگر دنيا را آنگونه نبينند؛ بله دوست عزيز! «آري اين چنين شد برادر...»

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 17:37  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

در باب تولد

 

راستى! در روزى كه به نام «روز تولد» در شناسنامه هر فرد، نام گذارى مى شود، «من» به دنيا مى آيد يا «تن» «من»؟

مى دانى تفاوت در كجاست؟ «تن» يك روز با درد زايمان متولد مى شود، هر هفت سال با مردن سلول هاى پير و تولد سلول هاى جديد، نو مى شود و در آخر در ظلمت فنا، ناپديد مى شود.

اما «من» اگر متولد شود ديگر نمى ميرد و در بقاى وجود، جارى مى گردد. «من» هميشه زنده است و اگر يك بار متولد شد ديگر نخواهد مرد، ولى «تن» اگر هزار بار هم در تناسخى فرضى به دنيا بيايد هر هزار بار مى ميرد.

«تن» را مادر مى زايد و «من» را تو. و يادت باشد كه جاودانگى درتولد «من» است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 6:25  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

براي امام خوبي­ها که همه دلتنگي­هايمان از براي نبود اوست

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 17:9  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

از شما باز هم خواهم آموخت

... ولي نكته عجیب آنجايي بود كه من مجبور شدم 3-2 نظر را حذف كنم ...

... ما در اين دنيا بازيگر وسط میدان هستيم نه تماشاگر (آن هم از نوع جلوي تلويزيونيش زير كولر!!) ...

... احب اصدقائي من اهدي عيوبي الي

بهترين و با محبت­ترين دوستان من آنهايي هستند كه عيب­هاي من را به من هديه كنند.

 

از شما باز هم خواهم آموخت؛

ممنون از لطف همه شما...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 16:37  توسط محمد حسین ساعی  | 

 

 

مطلب ذکر شده در اين پست به دليل امر مولوي ابوي حذف گرديد!!!

نوشتن اين مطلب مستحب بود و اطاعت امر پدر واجب...

به اميد روزي كه حرمت امام از حرمت نوه امام براي مؤمنين بيشتر شود

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 16:50  توسط محمد حسین ساعی  |