2- سفر به عراق، سفر به كشوري است كه سال­ها با كشور شما جنگيده است. عراق براي بسياري از ما مقارن كلماتي مانند جنگ، خونريزي، ستم، ظلم و از اين قبيل كلمات است. احتمالاً همين ديدگاه را مردم عراق بايد درباره ايرانيان داشته باشند. مردمي كه به دليل حدود 60 سال پروپاگانداي ناسيوناليسم عربي و تبليغات شديد ضدايراني، قاعدتاً بايد دشمني با ما را به صورت يك امر طبيعي بپذيرند، مسئله­اي كه بايد وارد خونشان شده باشد. چنانچه هنوز كه هنوز است بعد از اين مشكلات و جنگ و شكست در مسير همين ناسيوناليسم عربي بر دروازه شرقي جهان عرب – كه 30 سال براي عراقي­ها طول كشيده است – ظواهر اين گرايش در بسياري از نقاط عراق پر رنگ­تر است.

اگر پرچم، مهمترين سمبل يك دولت – ملت باشد ، شما از كثرت پرچم­هاي عراق در مسير سفر مي­توانيد به گرايش­هاي ملي عراقي­ها پي ببريد. در روستاهاي دورافتاده، بر روي پيراهن همه سربازان، بر سر در همه «سيطره»هاي بين راهي (همان گشت بازرسي) -كه تعداد آنها در مسير عبوري ما بيشمار بود- بر سر در خانه­هاي شهري، بر روي پيراهن و تيشرت جوانان، بر روي ماشين­ها -كه در بغداد از هر دو سه ماشين، يك ماشين علامتي از پرچم عراق داشت- و ... .

چنين گرايشي به تعصب شديد عربي و بلكه عراقي مي­تواند نقطه فصل ايراني­هاي زائر و عراقي­ها باشد و حتي براي آنان خطراتي را به همراه بياورد – كما اينكه بارها درباره ايرانياني كه به دليل اعتماد بي­دليل به عراقي­ها جان خود را در اين سفر از دست داده­اند- مطلب بسياري شنيده بودم.

حال تصور کنید که همه اين گونه تبلیغات علیه ایرانیان پس از حمله آمريكايي­ها به عراق چند برابر شده است. قضيه عكس معروفي كه در برخي شهرهاي عراق توزيع شده بود، هنوز در خاطر همه هست؛ عكسي كه از مردم عراق مي خواست مواظب تروريست­ها باشند و در آن عکس نقشه عراق و ايران كشيده شده بود كه كفتاري با دهان باز در حال ورود به عراق از مرز ایران بود!!!

همه اينها باعث شد تا در این سفر توجه ويژه­اي به روحيات مردم عراق داشته باشم؛ در نهایت چيزي كه من متوجه شده­ام، این است که مردم عادي عراق به دليل شدت مشكلات مادي، توجه عميقي به مسائل سياسي و تبليغات ضدايراني از اين دست ندارند يا حداقل اين تبليغات براي آنها اهميتي ندارد؛ آنها به وضوح درك مي­كنند كه حضور ايراني­ها  براي بازار عراق رونق اقتصادي به همراه دارد؛ از اين رو بسياري از آنها برخورد بسيار گرمي با ايرانيان (حداقل در ظاهر) دارند.

اين مسأله هم در مسير راه و هم در روستاها مشهود بود و در شهرهاي زيارتي كه به دلايل متعدد به اوج مي­رسيد.

لايه­اي از مردم عراق كه عمدتاً از شيعيان هستند به شدت به ايران علاقه دارند تا جائيكه زائران عتبات نه نيازي دارند تا براي گذراندن امور در عراق عربي بدانند و نه با خود ارز خارج كنند. زبان فارسي زبان دوم بسياري از مردمان عراق شده است. حتي در كاظمين -كه چسبيده به بغداد است- بسياري از افراد با فارسي آشنا بودند. پول ايراني -كه قبلاً به آن خميني مي گفتند و الان مي گويند تومان- بدون تبديل شدن به دينار عراقي قابل استفاده در بازارهاي نجف، كربلا و كاظمين است.

چهارشنبه 22 آبان 87

بعد از نماز ظهر وعصر

حرم حضرت ابوالفضل – بالاسر

 

 

ادامه دارد...