من حقیر:

دوست داشتم تحلیل شما را درباره حضور مردم در راهپیمایی 9 دی هم میخواندم
وقتی من بارها گفتم این سبزها خود را مقابل مردم قرار داده اند کسی باور نکرد. همه افرادی که امده بودند موسوی را مسوول خونهای ریخته شده میدانستند.
این همه اختلاف در یک جامعه جالب است نه؟
موفق باشی عزیز


-----------------
حاج مقداد (دام ظله):

سلام
با اینکه بنایم به دوری ا اینگونه مباحث است اما سکوتم هم شاید بی ادبی می نمود برای همین:
مردم آمده بودند و زیاد هم آمده بودند و من این را محصول عمرو عاصانی می دانم که مشغول تدریس به روح عمرو عاص بر سر کلاس درس خود هستند که بیا و ببین که چه نماز جمعه ای در چهارشنبه به راه انداخته ایم! البته من نمی خواهم به مردم بی احترامی کنم که نمی فهمند و چه و چه.... اما از رهبری عمرو عاصان در جامعه امروز خودمان مطمئنم شاید گول خورده و فریب خورده باشم ولی از امامم یاد گرفته ام که به تعداد همفکرانم نیاندیشم هرچند که بعنوان یک انسان با عاطفه از کمی همراهان در این راه سخت متاثرم و شکر خدا به حق مینگرم و حسین جان باز هم تکرار میکنم که من بعنوان یک شیعه هرگز در برابر این عمرو عاصان سکوت نخواهم کرد و جان چه ناقابل است.
قربانت

------------

باز من حقیر!!!

حالا اگر حقیر عین این مطالب را درباره برخی میگفتم توهین به حساب می آمد!!!

حالا ما جزء گول خورده هاییم یا عمرو عاصها؟!!!

بگذریم

اینها که 9 دی آمدند مردم بودند آنهایی که برخیها ماههاست که آدم حسابشان نکرده بودند آنها که پول و سیب زمینی!!! گرفته بودند و به ... رای داده بودند. آنها آمده بودند اصل وجودشان را برای شما اثبات کنند شمایی که چند ماه است حتی حاضر نشدید موجودیتشان را  بپذیرید که اگر پذیرفته بودید اصلا این وقایع پیش نمی آمد

یادت هست چند ماه پیش به شما گفتم حرکتی که موسوی آغاز کرده جنگ بین مردم و حکومت نیست بلکه جنگ مردم با مردم است. ریشه این حرف چیست؟ من به دلیل چیزهایی که از انتخابات میدانستم برایم محرز بود که در انتخابات تقلب نشده.  از طرفی من که دکترای ارتباطات (شما بخوان جنگ روانی بخوان انقلابهای رنگین) میخانم برایم محرز بود که قصه تقلب بهانه ای برای امتیاز گرفتن و در صورت امکان سرنگون کردن رهبری است. این مساله را قبل از انتخابات میگفتم و کسی باور نمیکرد. من که جنگ روانی خوندم میفهمم که طراحی شعار دروغ علیه دولت یعنی در انتخابات تقلب میشود و قرار نیست کسی هم از حرف خود برگردد

حالا خودت قضاوت کن که چه گروهی گول خورده؟

الان دو طرف آماده اند همدیگر را بکشند و این قصه جدی است. مساله حذف طرف مقابل است. این چیزی است که همه میدانند. چرا خودمان را به آن راه بزنیم؟

این جمعیت گسترده ای که 9 دی آمده بود احساسش این بود که اقلیت در حال خوردن حق اوست و از همینرو بود که اینقدر که سبزها کشته هم میدهند احساس نفرت در طرف مقابل بیشتر هم میشود. چرا این قضیه ساده را درک نمیکنید من متعجبم

تازه این تهران است. در سفری به یک شهرستان بعد از انتخابات میگفتم در تهران دارند مردم را میکشند آن مرد عادی میگفت بذار بکشند یک عمر ما را چاپیدند حالا که کم آوردند علیه ما قیام میکنند. من نمیدانم چرا این مردم که حق انتخاب که ساده ترین حق دموکراتیک است میخواهند گول خورده خطاب میکنید؟

من مطمئن هستم اینگونه پیش برود جنگ داخلی میشود و قطعا کسی که حذف میشود اقلیت است. حالا شما هر چه میخاهی بگو

در جنگ نهروان هم سپاه امیر حدود ده برابر خوارج با آن اوصاف بود. از 4000 خوارج 9 نفر زنده ماندند و از سپاه امیر فقط 9 نفر شهید شدند. الان از دید من وضعیت سبزها با اکثریت مردم  نسبت خوارج با امیر است نه عاشورا و سپاه حسین .

خوارج هم مظلومانه!!!! قتل عام شدند ولابد فکر میکردند که میخواهند به بهشت بروند که با سپاه امیر با آن همه کبکبه جنگیدند چون فکر میکردند که امیر فاسق است. جالب است خواسته خوارج از مولا فقط  این بود که در قضیه کشتار مسلمانان در جنگ صفین  مولا اشتباه کرده و یک استغفرالله بگوید تا پاک شود!!!! (میدانی که امیر طبق بعضی نقلها دهها هزار نفر مسلمان را در زمان خود به دلیل خروج از حاکمیت قتل عام کرد) ولی مولا علی نمیپذیرفت و به خاطر همین به غیر از 9 نفر همه آنها یعنی حدود 4000 نفر از آنان را یک صبح تا عصر به مدت نبرد عاشورا قتل عام کرد.

راستی فرق خوارج مظلوم!!!!! که همه اهل نماز و ادعای طلب بهشت و مقابله با حاکم جائر  بودند و از قلت عدد برای جهاد نمیترسیدند و اصلا برای  همین با مولا جنگیدند و آخرالامر با یک عملیات استشهادی!!!! مولا را در مسجد کوفه شهید کردند با مظلومیت امام حسین در روز عاشورا و هدف او چیست؟؟؟

به نظر این دوست کوچک و قدیمی شما اگر این تفاوت را با همه وجود درک کنی درباره حوادث اخیر هم موضع شما فرق خواهد کرد.

الان در بین مدافعان حکومت تعداد زیادی هستند که صادقانه به خاطر حق حاضرند بکشند و کشته شوند و در بین طرفداران موسوی هم همین طور. اصلا الان طرفداران حکومت میگویند که نباید اهل کوفه بود تا علی وحسین زمان تنها بمانند و لذا  عقیده دارند که در جنگ بعدی سر یزیدیها بالای نی میرود نه سر حسین؟؟!!!

جالب است نه؟؟؟ این همه اختلاف که ته همه را در آورده است...

این شما و این هم امتحان خدا

میمانی یا میروی؟؟؟

حالا بعد یک عمر لعن دشمنان علی گفتن خودت ببین در کدام جبهه هستی؟ جبهه علی که باب سرکوب مسلمانان حتی خواص اصحاب، در دوران او پهن شد یا جبهه جمل و صفین که اکثر اصحاب قدیمی پیامبر در آن بودند؟؟؟

چه حالی میدهد الان آدم بگوید: لعن علی عدوک یا علی....

 

------------------

این پاسخ را آقا مقداد بعد از درج مطلبشان در وبلاگ خود آوردند. به زودی پاسخ آن در همین مکان نصب میشود!!!

 

به نام خدا

روزگار عجیبی است سکوت هم از ما روی گردان است هرچه بیشتر مشتاقش می شوم دورترم! نه اینکه کسی باشم یا اینکه مریدان منتظر اعلام نظر!! ولی این تجویزی خود خواسته بود که شاید گرد و غبار بنشیند و بیناییم بیشتر باشد که برادرم حسین ساعی مطلبی را نوشت که هرچند زیبا تر بود من هم در جریان انتشارش باشم ولی به هر حال پاسخش میگویم با این وجود که اطمینان دارم نوشته هایم سر سوزنی بر این عزیز و همفکرانش تاثیر نخواهد گذاشت.

ابتدا لازم به یاد آوری میدانم که تمام هم و غم من بررسی حکومتی است که اسم اسلام را یدک میکشد در جریان مسایل پیش آمده پس از انتخابات. من نه طرفدار بی چون و چرای موسوی هستم و نه سبز! من یک انسانم که دوست دارم با چشمان باز تحلیل کنتم بصیرت داشته باشم به  آن چیزی که میبینم نه آنکه برایم می بینند و چه نازیباست که تمامی دوستانم با شنیدن حرفهایم با اینکه بارها و بارها اعلام کرده ام با وجود رای دادن به موسوی مرید او نیستم من را در زمره سبزها می پندارند که این معلول فضای امروز ماست که یا با مایی یا با آمریکا و یزید!! درست همانگونه که بوش میگفت ولی اینبار از زبان دینداران علی مدار! تمام تلاش حکومت هم همین است که مخالفانش را یک مشت ارازلی معرفی کند که جیبهایشان تلنباری ایست از دلار آمریکایی و پوند انگلیسی!س خونشان مباح مباح!!

 می دانم که شاید حوصله نکنی و نکنند که تمام نوشته ام را بخوانی ولی دوست دارم برای آخرین بار هر چه در دلم می گذرد بیرو ن بیاورم تا نفس کشیدن برایم راحتت تر شود! پس اگر ایرادی از من میشنوی لطفا همانها را ببین و مربوطشان نکن به موسوی. عجیب است که چگونه بعد از این همه افتضاح شما هنوز به موسوی شک داری او که خائن است و اعدامی و تکلیفش روشن پس بیا و مردی کن عزیز و سئوالات من را پاسخ بده که پاسخت را نمی خواهم فقط ببین و بفهم

انتخاباتی شد و اکثریت با شما بود اقلیت بعد از هیجانهای سهمگین برآمده  از مناظرات جو گیر شدند و تهمت تقلب زدند بر مجریان چرا اجازه ندادید این یک عده بیایند و خود را مطرح کنند و نشان دهند به همه که هیچ در چنته ندارند و در پی آشوبند؟ چرا رجوعشان دادید به ناظری که خود طرفدار سینه چاک نامزد پیروز بود؟ چرا تمامی روزنامه ها و سیمای به ظاهر ملی در اختیار عده ای خاص قرار گرفت و در عرض کمتر از چند روز شد آنچه که نباید و بسیاری دستگیر!؟ لطفا برایم بگو آیا اقلیت حق نفس کشیدن ندارند چون شما اکثریتید؟! خوب بر اساس قانون اجازه می فرمودید بیایند تظاهرات کنند ! اگر خشونت کردند می گرفتیدشان پدر شان را در می آورید ولی چرا قصاص قبل از جنایت کردید. هر چه قدر هم بگویید اغتشاش می کردند باورم نمی شود چون کسانی بودند از جنس خودمان. البته همیشه در هر اعتراضی هستند کسانی که بخواهند آشوب بر پا کنند ولی یکی از وظایف ابتدایی هر حکومتی فراهم آوردن شرایط  برای معترضین است تا بتوانند به راحتی حرف بزنند نه اینکه خفشان کنند به بهانه اینکه جو ایجاد میشود وما توان کنترل شرایط را نداریم! در حالیکه توان این بود که همه روسای مخالفین چند ساعته باز داشت شوند. گواه من هم این که با وجود به خون کشیده شدن چند تظاهرات اولیه  اصلا نشانی از خوشنت در آن دیده نمیشد و شعار ها به مراتب آرامتر بود. نکته دیگر در مورد این تظاهرات ها که سعی میشود هر گونه خشونتی علیه معترضین به بیگانگان و سرویسهای اطلاعاتی نسبت داده شود مگر  مامورین اطلاعاتی ما در حال آب هویج خوردن هستند و یا نکند ایران شده لیانگ شانپو  و امنیت آن هم به دست هوسونگ نیانگ افتاده؟ این چه آبرو ریزی است که راه انداخته اید و هر قتلی و جنایتی را به دیگران ربط میدهید و حتی سعی میکنید نشان دهید که موسوی خود عامل اینگونه جنایت هاست؟ برادرم من و تو بهتر از همه می دانیم که امثال سعید عسگر در این جامعه به وفور در خدمتند! وقتی عالمان بی دین شبانه روز در سیمای دجال مشغول صدور فتوا هسستند که بگیرید و محاکمه کنید این محاربان را! خوب دیگر چه مجال تفکر است برای این سعید عسگر ها؟

چند نمونه هم گیریم که اشتباه بود و فتنه! مثل پور آقایی و چه و چه ولی آیا همه همینگونه بود که ما تا فریاد بر می آوریم که ای مسلمین کسانی کشته شدند  بدون محاکمه در مملکت اسلامی خفمان کنند که مگر ندید فلانی و فلانی و لیست 72 نفره را؟ با وجود اینکه اگرروز باشد و دجال اعلام کند روز است خاموشش میکنم و نماز مغربم را می خوانم ولی باز هم قبول همان  سی نفری که فرمودید کشته شدند! خوب قاتل که بود؟ بعد از مدتی فرمودید اکثرا بسیجی بودند خوب نامشان؟ حسین جان چه شد گزارش مجلس در مورد کهریزک؟ بله تا دو هفته دیگر قرائت میشود ولی بفرمایید زحمت نکشند نمایش بسیار مسخره ای شده! حسین جان چرا صدایت را نمیشنوم که از مرگ مرموز پزشک کهریزک هوار بزنی که آی مسلمین جوان بیست و شش ساله ای که امید مادرش بود دیگر نیست! و یا اینکه نزدیک  به شش ماه است افرادی هر چند گنه کار در زندانند و به تازگی در حال دریافت احکام اولیه خود هستند. ویا حرف تازه ای که لقلقه زبان دینفروشان دنیا پرست شده که الفتنه اشد من القتل! خوب یعنی که چه؟ آیا این گفتار می گوید هر که قتل کرد رهایش کنید و بروید دنبال فتنه گر؟ یا اینکه مجازات قتل و قاتل بجا و پیگیری سختگیرانه تر فتنه! و سخت در عجبم که این در افشانی ها از دهان نا مبارک افرادی در می آید که بظاهر یا عالمند و یا فیلسوف! و یا جگر داغدیده مادری را تازه می کنند که ما تازه بعد ازشش ماه کشف کرده ایم دخترت خودش خوش را کشته  و فیلم گرفته آنهم با همکاری سیا و سی آی ای و ...... عزیزم شما بگو آیا من توهین می کنم یا سرایند های اشعاری که خدمتتان گفتم؟

برادرم حکومت علی را احیا کردن سخت است پس یا دائم علی علی نکنید یا حداقل سر سوزنی به گفتار هایش مومن باشید. مگر همین اماممان نفرمود که فرد اعدامی هم حتی نباید هتک حرمت شود در مسیر اجرای حکم پس چگونه است که افرادی را که متهمند به جرم بزرگ بر اندازی! بدون نشان دادن یک مدرک مستند بواسطه نظریه های علوم انسانی محکوم میشوند آنهم بعد از چندین ماه بدون اندک توجهی به نگاههای نگران فرزند و همسرانشان! باز هم  حق با شما اینان جانیند و کثیف اما گناه خانواده شان چیست؟. در عجبم که اصلا برایتان کودکی که نیازمند  محبت پدری است معنی ندارد و کافی است گمان کنید فلانی بهتر است چند ماهی توجیه شود ؟؟!! و در آور اینکه دادگاه آنانی که همکاری کرده اند و بند را آب داده اند علنی است ولی مابقی به تشخیص قاضی!! پشت در بهای بسته! وباز اشتباه نگیر من نمی گویم که با همه مدارا! بگیرید ولی قانونی نه اینکه بعد از چهار ماه در انفرادی نگه داشتن تازه اجازه دیدار با وکیل بدهید و خانواده! مگر دیدن فرزند کوچک و مادر پیر چه مانعی در برابر تحقیقات ایجاد می کند آنهم با حضور مامورین جان بر کفتان! آیا نه این است که می خواستید خردشان کنید و فریاد شکر خوردنشان مزین عیشتان باشد؟

 در چند نوشته آخر بیشتربه  موضوع جان دادن و کشته شدن اهمیت داده ام نه برای این است که تشنه ام به خون شما! بر خلاف روزنامه ها و صدا و سیمایتان که از همان ابتدا سعی کرد مردم را در برابر هم قرار دهد!! از آن  جهت  که بدانید هستند کسانی که برای منحرف نشدن این انقلاب حاضرند جان خود را هم بدهند هر چند که در اقلیتند ولی اصلا دوست ندارم دستم به خون هموطنانم آلوده شود  آنهم دستانی که آزرو داشت تربیت می شد تا غاصبان فلسطین را سر جایشان بنشاند تا اینکه هم وطنان خود را مضروب کند! ولی به وضوح خونخواهی دوستانت برایم روشن است همانگونه که خودت بارها وبارها اشاره کرده ای! وعلاقه وافری دارید همه معترضین را به یک چوب برانید چه منافقها را چه دوستان دیروز را که با قدرت طلبی تان مخالفند و چه سبزها و چه..... تا راحت تر بکشید و عذاب وجدان هم سراغتان نیاید که ای وای برادری را کشتی؟

دوست دارم علی را با تاریخ بیشتر بشناسم تا نوشته های شما! تا آنجا که من می دانم آن بزرگوار تمام تلاش خود را بکار بست تا با خوارج درگیر نشود و حتی در روز جنگ بارها و بارها با طلحه و زبیر به نصیحت گذراند.  نه اینکه آرزویش این باشد تا همه را طلحه و زبیر کند مانند این دکتر حقیر شما( بهترین لفظی که می توانستم در مورد این موجود بکار ببرم)  که برای اثبات خود به مالک اشتر بودن تاب دیدن عمارها ومقداد ها را ندارد وهمه را  طلحه و زبیر می خواند!! و انا رجل می طلبد.

دوست دارم چند جمله ای هم در مورد عمرو عاصان و حال امروز مردمم بنویسم. من مردم را متهم به گمراهی نمی کنم و از این دست نگاههای از بالا بشدت گریزانم ولی می دانم که خداوند هر بنده اش را بواسطه امکانات و شرایطی که به او عطا کرده مواخذه می کند برای همین اصلا خرده نمی گیرم به مردمی که شبانه روز در گوششان خوانده میشود مخالفان ما همه یک دست دزد آدم کش جانی وابسته به بیگانگانه اند و این مردم دور نگاهداشته شده از واقعیت و براستی مستضعفند! باور ندارم که این نوشته ام توهین به آنهاست بلکه عذاب را دوچندان می خرند برای خود کسانی که مردم را مستضف نگاه می دارند و با شعار های وا اسلاما و وا اماما می کنند هر آنچه که در خور دشمنان اهل بیت است. این شعارها آنقدر جذاب و دوست داشتنی است که چهره نقاب دار سراینده هایش سالها پشت آنها پنهان می ماند ولی هستند کسانی که بواسطه لطف خدا می توانند این چهره ها را شناسایی کنند که اگر نکنند قطعا مسئولند. من فکر میکنم البته فکر میکنم که شناساییشان کرده ام وبوی تعفنشان راه تنفسم را بریده! ولی تو را هم متهم به نادانی و سیب زمینی گرفتن نمی کنم شاید زمانت هنوزفرا نرسیده یا اینکه بواقع مستضعفی. دوست دارم این تحلیلم را به خوبی دریابی و نگویی که بی احترامی کردم که ذره ای توهین در ذهنم نیست.

نکته آخر اینکه من بر خلاف شما آقای خامنه ای را انسان بدون نقصی که امام زمان نصبشان کرده نمی دانم. قبلا هم گفته ام که این ایده که امام زمان در ذهن خبرگان نفوذ  و نظرشان را اعمال می کنند برایم بسیار غریب است چون خود امام خمینی هم که مبدع این روش حکومتی هستند چنین عقیده ای نداشتند و این نجوا ها پس از وفاتشان  شنیده میشود. و خود را موظف میدانم تاکید میکنم موظف میدانم نه بعنوان تفریح بلکه بعنوان وظیفه ایرادات ایشان را بیان کنم و این بدان معنی نیست که ایشان رهبرم نیستند ولی به گفته امامم علی عمل می کنم که امر به معروف حاکم را از وظایف مسلمین بر شمرده اند البته نه از نوع وظایف تزیینی! او که امام معصوم بود پی در پی از مردم جاهل آن زمان که پهلوی همسرش را شکستند استمداد نصیحت می کند ! حالا ما تا ایرادی می شنویم خروشان وار بر بیت ها و مساجد مخالفین آوار میشویم که ای پدر سوخته ضد ولایت فقیه خارجی مزدور جیره و مواجیب بگیر! من بعنوان یک انسان احمق بر خودم فرض می دانم که حماقت های ذهنیم را با رهبرم در میان بگذارم و دوست دارم در این راه آزاد باشم و رهبرم هم گوش شنوایی برای امر های به معروف بچه گانه من داشته باشد همین!!  و من رهبرم را دوست دارم و تقلا میکنم نجاتش دهم از دست نا نجیبانی که ظاهری نجیب دارند! شاید خرده بگیری که او بهتر از تو می داند ولی من عقلم به این اندازه می رسد!چند سال پیش فیلم امام علی را می دیدم به شخصیت اشعث کندی دقیق تر شدم چه حظی بردم از امامم که چه علی وار با او برخورد میکرد! چندین بار بیعت شکست و دوباره آمد و چه منافقانه هم آمد و در صفین هم ضربه بزرگی به سپاه حضرت وارد کرد با سستی هایش ولی امامم چه بزرگوارانه با او رفتار نمود و البته تحملش! براستی علی هم اگر میخواست به مانند معاویه حکومت کند دیگر علی میشد؟؟

لعن علی عدوک یا علی .......

دوست دارم دستهایمان بجای کوبیدن برسر همدیگر درهم گره بخورد و مانند قبلهای نه چندان دور دعای وحدت سر بدهیم! خدا را چه دیدی شاید در نمازی به امامت مهدی آل محمد.